ياسر مزن گوش
هريك همديگر را چه طور مي بينيم؟ + كمي اغراق صرفا جهت مزاح

لاشاري:
بلوچ هاي اصلي مائيم. خان هاي اصلي هم مائيم. نوكرهاي اصيل هم مائيم. اصلا
نسب ما به پدربزرگ حضرت آدم مي رسد. ما قبل از تولد حضرت آدم به اولاد
حضرت محمد ص ايمان آورديم و براي تبليغ جماعت به مكران كوچيديم. براي همين
اسم لاشاري در زيور و انجير ! آمده! در كتبيه هاي بيستون هم نوشته بوده كه
قوم حسود يهود پاك شان كرده.
چابهار: هزار و سيصد سال هم ساكن
چابهار باشي باز هم مي پرسند: تو كجا نشستگه؟! يعني كه نيكشهري هستي يا
قصرقندي؟ يا صربازي؟ ( منظور سربازي است ولي با كسر صاد و شد ب. كه ياد صرب
هاي بوسني و هرزگوين بيفتيد!)
كناركي: درسته كه كارم سر راسته و
گير و گره اي نداره. ولي جان تو نمي شه! يه چيزي نگيري از وجدان درد خوابم
نمي گيره. عادت مادرزاديه خوب. رشوه هم نيست ها. كادوي سفر از دوبي يه. بگو
چي ميخواي برسانم منزل؟! صابون لوكس، ماهي شير ، تراول يا موبايل و ال سي
دي؟
نيكشهر: اينجا تگزاس، صداي برادران دالتون. آدرس دفتر كار بده.
جسد تحويل بگير. عكس طرف اصلا لازم نهريم! چه فرقي مي كنه كي به جاي كي
كشته بشه. مهمه جسده است كه سر وقت مي زاريم رو دست تون! ضمنا به همه كشيگي
ها و اميري ها و زيرك ابادي ها اخطار مي شه كه ما تحمل اين وضعو نداريم:
آخه يعني چه كه سه روز تمامه كه نه بزن بزنيه و نه كشت و كشتار! مرديم از
خماري!
ايرانشهري: هنر نزد ما ايرانشهري ها هست و بس، ديگران املند! سبزه رويي ما رو نبين، زبان للر ما ببين!
سربازي: شك نكنيد سربازي جماعت جايي نمي خوابه كه زير شون آب باشه. همينو گفتم حساب كارتو بكن برو. برو ديگه!
سراواني: شما كه پي اچ دي نداريد چرا اظهار نظر مي كنيد؟! بهترين زبان دنيا فارسي غليظ تهروني با لهجه ناهوكي است.
خواشي: زر زر مكن لاله، تا نكشتگون وتي ديما گم كن !
زاهدان: تا بگوئي بچه زاهدان، از ده لوتك گرفته تا دهپابيد و نهبندان، همه دست بلند مي كنند: من! كي به كيه!
ضمنا اين دختر زاهداني كه مي گويند منظور "كنجك بنجار" است يا " دهتگ خواشي"!
زابل: اينهمه گچهگون غير بوومي تو اين يه وجب استان بر چزي اومدا؟ چه كار مينه؟! (منظور از غير بومي بلوچ ها و شهرستاني ها است!)
قصرقندي: بوديم بوديم بوديم. نيستيم. نيستيم. نيستيم. (قصرقند پايتخت!!! مكران!)
بنتي: بنتي مي ميرد سازش با فنوجي (نه، فنوزي) نمي پذيرد.